انسانی که بواسطۀ نور معرفت بر خود نظر می کند همین واقعۀ خلقت است .
یعنی این انسان بعنوان شاهد، خداست و آن مشهود که با عنوان «خود» مورد نظر قرار می گیرد نیز خداست و در این رویارویی است که انسان هر آن خلقت جدیدی می یابد .
و این انسانی که مولود و مخلوق نظر خدا بر خویشتن است نیز همان خدائیست که در غیبِ مطلق بتدریج سر برمی آورد و خود را معرّفی می کند .
یعنی چنین انسانی محلّ ظهور «هو» می باشد که جمال وحدانیّت است و چنین انسانی موحّد است . و هو مقام شهادت و جمال شهید است…




محمد رضا –
چند خط از این کتاب بینظیر با هم بخونیم
قانون چیست؟
قانون مجموعه احکام و اصول و فروعی است که راه و روش افراد و گروه های اجتماعی را در کلیه امور زندگی دنیا معین می کند.
قانون بر دو نوع است: قانون خدا و قانون شيطان . قانون خدا همان است که بواسطه انبیای الهی به بشر معرفی شده است و از بطن فطرت انسان از جانب خدا آمده است. و این قانونی است که انسان را در دنیا به سلامت و آرامش و سعادت و رشد عقلی و روانی می رساند و در آخرت هم به زندگی لذت بخش و مقدس جاودانه می رساند و انسان را از تباهی و عذابها و بدبختی ها می رهاند. اگر انسان به این قانون که حق انسان است قلباً و صادقانه و خاشعانه تسلیم شود و آن را راه و روش اندیشه و احساس و عمل و شناخت خود قرار دهد که به دوستی با خدا می رسد و رستگار گردد ولی اگر تکبر نموده و انکار ورزد و یا بخواهد با دین خدا هوسبازی و فریبکاری نماید آنگاه به امر خداوند قانون دیگری برایش نازل می شود که همان قانون شیطان است که بدست ستمگران و قدرتمندان مکار بر بشر جبّارانه حاکم می شود که او را به انواع عذابهای فکری و عاطفی و جسمانی و روانی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی مبتلا می کند.
مؤمنان هرگز مشمول قوانین شیطان نمی شوند هرچند که در جوامع شیطانی زندگی کنند.
هرچه که قوانین بشری بیشتر و شدیدتر می شود و با قاطعیت بیشتری به تصویب می رسد بزهکاری و جنایت و خلافکاری ها هم بیشتر و شدیدتر می شود و این نشان می دهد که این قوانین ماهیتاً شيطانی انـد قوانین دوزخ می باشند و فقط بر عذابها و فشارها و ستمها می افزایند.
هرچه که بر این قوانین افزوده می شود پیچیده تر و مخوف تر می گردد .
هرگز این قوانین که در مجلسهای کشورهای جهان تصویب می شود نتوانسته و نخواهد توانست که کمترین اثری در جهت بهبودی وضع بشر داشته باشد زیرا شیطان وظیفه ای جز این ندارد و بایستی با قوانین خود کافران و ریاکاران و متکبّران را عذاب دهد. در حقیقت این نوع قوانین پارلمانی حاصل جنگ با قوانین خداست و برای همین است که عذاب آور است و کمترین آسایش و ایمنی ایجاد نمی کند . و در کشورهایی که می خواهند قوانین خدا را با قوانین شیطان مخلوط کنند ناامنی و تضاد و عذابهای بیشتری پدید می آید زیرا شرک است و عمل مشرکانه همواره باطل می شود. بنابراین این نوع قوانین نه تنها بی خاصیت تر از قوانین کافرانه است بلکه عذاب آورتر هم می باشند و خود این قوانین عامل تشنّج می شوند.
قانون حقیقی از درون و فطرت هر فردی بر وجودش جاری می شود و او را به صلح و آرامش و سعادت می رساند و قوانین بشری که اساساً غیر خدائی هستند و دنیا پرستانه می باشند از بیرون و به صورت جبر و غضب به افراد بشری تحمیل میگردد و نتیجه آن هم قهر و جنایت و تشنّج است و بشر را رنجور و فاسد می کند و حقه و باز تر و شیطان صفت تر می نماید. همانطور که قرآن کریم مکرراً فرموده است که اکثر مردم مشرک و ریاکارند و بنابراین خواه ناخواه مشمول قوانین دوزخی هستند که بدست بشر تصویب می شود. و مؤمنان حقیقی همواره بسیار اندکند و اینها هستند که مشمول قانون خدایند و در سعادت و سلامت بسر می برند و از قوانین دوزخی مبرا می باشند . و مجالس قانونگذاری در سراسر دنیا محل تجمع
نمایندگان اکثریت مردم جاهل و گمراه و ستمگر و دروغگو هستند بنابراین نمایندگان هم قوانینی تصویب می کنند که در خدمت تقویت و اشاعه کفر و ستم و بی عدالتی و دزدی می گردد . و این واقعیت در سراسر جهان آشکار است.
ناشناس –
جالب بود
کتاب رو از کجا تهیه کنم؟
ناشناس –
بسیار عالی.متشکرم
ناشناس –
تولد دوباره