«پايان فلسفه» در نظر هايدگر نوعي فلسفه يا ايدئولوژي جديد نيست بلكه گزارش آخرين وضعيت جهان،انديشه و احساس و عمل و واقعيت انساني در دوران جديد است،نوعي عرفات است نه ايده آل – و اين امر اگر درك نشود انديشه هايدگر اصلاً لمس نشده و بلكه منجر به سوء تفاهم هاي خطيري مي گردد همانطور كه شده است.
به لحاظي هايدگر از زمان خودش نيز جلوتر است و آنچه را كه ديده و نشان داده است در پايان قرن بيستم كاملاً مشهود و محسوس گرديده است و به اثباتي جهانی رسيده است.
انقراض ايدوئولوژي ها، و «تكنولوژيسم» به مثابه مذهب واحد جهاني دو نشانه بزرگ از «پايان فلسفه» مي باشد كه در عرصه فرهنگ نيهيليزم هويتي را در سراسر جهان به نمايش گذاشته است: برزخ را.




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.